• اوقات شرعی

  • امار بازدید

افراد آنلاين: 1
بازديد امروز: 2
بازديد ديروز: 67
بازديدهاي كل: 13781
  • اخبار

زندگي نامه شهيد محمد رضا سبزه اي

اوّل فروردين ماه1338 سحرگاه جمعه خاك پاك روستاي خاوه اردهال كه معطر به شميم رضواني علي ابن باقرعليه السلام  است، شاهد به دنيا آمدن نوزادي بود كه محمد رضا نام گرفت.

او در دامان پاك مادري مؤمنه و در دست پر محبّت پدري شيفته ي اهلبيت عليه السلام  پرورش يافت.


حمد رضا دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي را با سرعت طي كرد و از همان اوان كودكي در محضر پدرش- حاج علي سبزه اي- با خواندن قرآن آشنا شد.

شهيد پس از أخذ مدرك ديپلم به منظور خدمت به فرهنگ جامعه اسلامي و تربيت شاگرداني شايسته، در نهضت سواد آموزي شهرستان دليجان مشغول به كار شد ولي از آنجا كه شور پاسداري از انقلاب رخصت ماندن در شهررا به او نمي داد، شهريور 1360 به عضويت سپاه شهرستان محلات در آمد.

پدر شهيد اينگونه بيان مي كند:

(( محمد رضا به من گفت مي خواهم با تعدادي از بچه هاي محلات به جبهه بروم، گفتم: تو كه تازه همسرت را عقد بسته اي، اگر مي شود جبهه نرو. محمد رضا گفت: من ازدواج مي كنم و جبهه هم بايد بروم. خلاصه ازدواج كرد ولي در روز عروسيش اجازه نداد هيچ كس حنا ببندد وسر وصدايي بكند. گفت ديروز در دليجان و نراق شهيد آورده اند و خوب نيستما جشن پر سر وصدايي داشته باشيم.

خلاصه در تاريخ 17/10/1360 ازدواج كرد و پس از دو ماه كه از ازدواج گذشت آهنگ جبهه را ساز كرد.))

نحوه ي شهادت

حاج اكبر سليمي مي گويد  (( :من و محمد رضا در عمليات فتح المبين بوديم. لحظه ي شروع حمله، فرمانده گفت: صد وپنجاه نفر مي خواهيم كه داوطلب جلو بروند و اين عده دشمن را بايد سرگرم جنگ نمايند تا نيروهاي ديگر ما از اطراف آنها را محاصره كنند، و بدانند اين صد و پنجاه نفر احتمال زياد كشته مي شوند. من ديدم اوّلين شخصي كه داوطلب بود ودستش را بالا آورد،شهيد سبزه اي بود. ديدم كه شهيد سبزه اي به طرفرود خانه اي در آن نزديكي رفتند غسل شهادت كردند وبا اين صد وپنجاه نفر به طرف دشمن رفتند و دشمن آنان را به رگبار گرفت به طوري كه همه ي آنان شهيد شدند.))

شهيد سبزه اي جواني بسيا با وقار و دوست داشتني بود اما از آنجا كه                    

هر گل كه بيشتر به چمن مي دهد صفا             گلچين روزگار امانش نمي دهد

پرنده سبك بال روحش كه ظلمت اين خاكدان را برنمي تافتدر مورخه ي 2/1/1361 به كنگره عرش پرواز نمود. محمد رضا اولين پاسدار و اولين شهيد جنگ تحميلي از روستاي خاوه بود كه خون پاكش سبب شد تعداد زيادي از جوانان غيّور خاوه اي پس از او مفتخر به پوشيدن لباس سبز پاسداري شوند. تشييعش بسيار با عظمت بود آن لحظه اي كه مي خواستند او را دفن كنند نگذاشتند پدر، مادر و خواهر و برادرانش چهره ي او را ببينند چرا كه ايشان در زير رگبار به گونه اي مجروح بود كه كسي نمي توانست او را از ناحيه ي صورت بشناسد.

 فرازي از وصيت نامه ي شهيد:

پيام من به مردم اين است كه نسبت به اين انقلاب و جمهوري اسلامي و امام امت وفادار باشند و براي سلامتي او دعا كنند و هر گونه توطئه ضد انقلاب را خنثي كنند و اين مزدوران بد بخت را سر جاي خود بنشانند....                                          

                                                                                                              محمد رضا سبزه اي 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی مسجد حضرت ابوالفضل(ع) میباشد.